تئوری حسابداری مدیریت

حسابداری مدیریت

هدف این مقاله، بحث و بررسی پیرامون تئوری حسابداری مدیریت است. در این مقاله  ضرورت ایجاد تئوری در حسابداری مدیریت بررسی شده و اعتقاد بر این است که تئوریها در زمینه ای کاربردی نظیر حسابداری مدیریت، باید تعبیرها و تفسیرهای مفیدی را برای مدیران، سازمانها و جامعه ارائه کنند. در این مقاله، ماهیت تئوریهای در حال توسعه و مورد استفاده، ارزیابی و بررسی می­شود.این تئوریها  به وسیله جامعه پژوهشی ارائه و به طور عمده از سایر علوم اجتماعی اقتباس شده، بنابراین فاقد ویژگیهایی است که آنها را منحصر به حسابداری مدیریت سازد. تئوریهایی که در جایگاه تئوری قرار ندارد، می­کوشد تا چگونگی کاربرد حسابداری مدیریت در دستیابی به عملکرد و کارایی بالا‌تر را تبیین کند. اعتقاد بر این است که این تئوریها ، در حال حاضر در تدوین پشتوانه و تایید معتبر، جهت افراد شاغل در حرفه با ناکامی مواجه شده است. به بیان دیگر، تئوری حسابداری مدیریت باید بتواند در پاسخ به این پرسش ما را  یاری رساند که: چه روشهایی را، چگونه و در چه شرایطی باید به کار بست تا تغییراتی در حسابداری مدیریت ایجاد شود؟ در پایان پیشنهادهایی ارائه می­شود تا پژوهشهای حسابداری مدیریت بتواند در جهت ایجاد تئوریهای بهتر حرکت کند. 

 

مقدمه

تا کنون کتابها و مقاله های بسیاری در زمینه تئوری حسابداری مالی نوشته شده است. علت این جریان را می­توان تلا‌ش برای یافتن مجموعه­ای منسجم از اصول قراردادی، مبانی مفهومی و روشهای کاربردی دانست که زمینه را برای انجام کار حرفه­ای و نیز پژوهشهای آینده در حسابداری مالی هموار می­سازد. اما سوالی که در اینجا مطرح می­شود، این است که آیا در حوزه حسابداری مدیریت نیز به وجود تئوری نیازی هست؟ پیش از ارائه تعریفی از تئوری حسابداری، بهتر است واژه تئوری تعریف شود. تئوری در فرهنگ وبستر (Webster) چنین تعریف شده است:

" بیان سیستماتیک اصول و تبیین روابط آشکار یا مبانی برخی از پدیدههای مشخص که مشاهده و تا حدودی تایید شده است...."

تئوری حسابداری را می­توان مجموعهای هماهنگ از فرضیه­های آزمون­پذیر، مفاهیم و اصول علمی دانست که ساختار کلی لازم برای پژوهش در ماهیت حسابداری را ایجاد میکند. در دهه­های اخیر کوششهای زیادی ازسوی انجمنهای علمی و حرفهای برای تدوین تئوری حسابداری انجام شده است.

هدف تئوری، تشریح وضع موجود و پیشبینی وضعیت آینده است. در نتیجه، یکی از هدفهای اصلی تئوری در یک علم، داشتن مجموعه دانشی است که به خوبی تعریف، به نحوی سیستماتیک گرداوری، سازماندهی، و به حد کافی تائید شده باشد تا چارچوب مناسبی را برای عملیات آینده  فراهم کند.

هدف تئوری حسابداری، فراهم کردن مجموعهای از اصول و روابطی است که عملیات مشاهده شده حسابداری را تبیین و عملیات مشاهده نشده را پیشبینی کند. به بیان دیگر، تئوری حسابداری باید بتواند دلایل انتخاب مبانی و روشهای مختلف  حسابداری را توسط واحدهای انتفاعی تبیین و ویژگیهای واحدهایی را که از میان روشهای پذیرفته شده حسابداری، روش خاصی را انتخاب می کنند پیشبینی کند. ضمناً، تئوری حسابداری باید از طریق پژوهشهای حسابداری، آزمون و تائید شود (شباهنگ1381).

ثقفی و امیراصلا‌نی (1379) معتقدند که وجود مبانی نظری در حوزه مدیریت سبب می­شود تا آن دسته از روشهای عملیاتی که دارای اعتبار اجرایی است از روایی نظری نیز برخوردار باشد. از این رو جستجو برای دستیابی به مبانی نظری حسابداری مدیریت، گذاری گریزناپذیر جلوه می­کند.

به اعتقاد نویسندگان این مقاله  تعدد روشها، اختیاری بودن آنها  و وجود حوزههای متفاوت نظیر اقتصاد، ریاضیات، آمار، جامعه­شناسی و روانشناسی در حسابداری مدیریت، دلیل قانع­کننده­ای برای نپرداختن به موضوع تئوری حسابداری مدیریت محسوب نمی­شود، زیرا اگر قرار است تئوری در مجموع باعث رشد و ارتقای رشته و فراهم آوردن زمینه مناسب برای معرفی رویکردهای نوین باشد، طرح و بسط آن در حسابداری موضوعیت دارد. اگر چه هدف این مقاله، ارائه راهکاری برای چگونگی طرح و استقرار تئوری در حسابداری مدیریت نیست، اما تلا‌ش می­شود که ضرورت این موضوع و دلا‌یل موید آن تشریح شود.

بخش عمده این مقاله، برگرفته از مقاله «در جستجوی تئوری حسابداری مدیریت» است که در سال 2004 توسط مالمی (Malmi) و گرانلند (Granlund) نوشته شده است.

 

ادامه نوشته

اندیشمندان حسابداری

مقدمه

چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) شامل سیستم هماهنگی از هدفهای مرتبط با یکدیگر و همچنین مفاهیم بنیادی است که می­تواند به استانداردهای نامتناقضی منتهی شود که ماهیت، کارکرد و حدود حسابداری مالی و صورتهای مالی را توصیه کند؛ بنابراین کوششی در راستای فراهم کردن ساختار جامع تئوریک برای حسابداری مالی محسوب می­شود. هفت بیانیه مفهومی که چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری مالی را تشکیل می­دهد، محصول فرایند تکامل تدریجی است زیرا هدفهای آن (بیانیه شماره 1) ریشه در گزارش تروبلاد (Trueblood) دارد و ویژگیهای کیفی آن (بیانیه شماره 2) که بیانیه کلیدی چارچوب نظری است بر گزارش انجمن حسابداری امریکا (AAA) با عنوان «شرحی بر تئوری بنیادی حسابداری» و گزارشهای هیئت اصول حسابداری (APB) مبتنی است.

به نظر بسیاری از منتقدان، چارچوب نظری هیئت یاد شده مدرکی کامل محسوب نمی­شود، اما چنانچه این مدرک از دیدگاه تکامل تدریجی مورد توجه قرار گیرد، امکان بهبود آن وجود دارد. باوجود انتقادات به عمل آمده، چارچوب نظری، کمک بزرگی به تدوین استانداردهای حسابداری در راستای دستیابی به ثبات رویه و قابلیت مقایسه در گزارشگری مالی کرده است. چند کشور دیگر علا‌وه بر ایالات متحد امریکا شامل کانادا، استرالیا،زلاندنو و این اواخر (1999) انگلستان و همچنین کمیته استانداردهای بین­المللی حسابداری نیز نسبت به تدوین چارچوب نظری حسابداری اقدام کرده­اند و این کوششها نشان می­دهدکه علیرغم تمامی مشکلات، فکر داشتن چارچوب نظری منطقی و قابل توجیه است.

انگیزه اصلی هیئت استانداردهای حسابداری مالی در تدوین چارچوب نظری حاصل مشکلا‌تی بود که هیئت اصول حسابداری تجربه کرد (در واقع  این هیئت قبل از شکلگیری هیئت استانداردهای حسابداری مالی متصدی تعریف چارچوب نظری بود) گزارش کمیته تخصصی انجمن حسابداران رسمی امریکا (AICPA) در1958 که منجر به شکلگیری هیئت اصول حسابداری در سال 1959 گردید، این هیئت را ملزم کرده بود که کار بر روی مفاهیم اساسی و اصول فراگیر را در اولویت قرار دهد. در پاسخ به این نیاز، هیئت دو مطالعه تحقیقاتی حسابداری انجام داد، یکی بر روی مفروضات بنیادی و دیگری برروی اصول حسابداری. پس از انجام تحقیقات و تهیه گزارش، هیئت به این نتیجه رسید که مفروضات بنیادی و اصول پیشنهادی با اصول عمومی پذیرفته­شده در حسابداری تفاوت فاحش دارد و به همین علت در آن زمان پذیرش عامه نیافت. به دنبال این گزارش هیئت اصول حسابداری در سال 1970 مطالعه تحقیقاتی شماره 4 را با عنوان «مفاهیم بنیادی و اصول حسابداری صورتهای مالی واحدهای انتفاعی» منتشر کرد. ولی خود هیئت دوباره اعتراف کرد که این گزارش در درجه اول توصیفی است نه تجویزی و تمرکز اصلی آن به آنچه حسابداران آن زمان انجام می­دادند بوده است نه آنچه باید باشد. در نتیجه از آنجا که طبق اعلام خود هیئت، اصول بیانیه شماره 4 گذشته­نگر بود، نتوانست راهنمای محکمی برای استانداردگذاری به حساب آید. به­طور خلا‌صه می­توان گفت تا این زمان نظریه­پردازان کوشش کرده­اند که با استدلال، اصول و روشهای حسابداری را استنتاج و گزارش کنند و انتقادات بیشتر در این زمینه بود که در تحقیقات و استدلالهای ذهنی به استفاده­کنندگان از اطلا‌عات حسابداری توجه نشده و به گونهای برخورد شده است که گزارش اطلا‌عات حسابداری به خودی خود هدف است در حالی که اطلا‌عات حسابداری وسیله ای است برای رسیدن به هدف. هدف اصلی این است که استفاده­کنندگان بتوانند به نحو مقتضی از اطلا‌عات حسابداری استفاده کنند. بیانیه شماره 4 هیئت اصول حسابداری در واقع پاسخ به این انتقادات بود و حلقه اتصال میان تحقیقات و مطالعات انجام شده بر مبنای روش قیاسی (رویکرد مفروضات بنیادی-اصول) و رویکرد دوم (هدفها-استانداردها) که در آن سعی می­شود از طریق تعیین هدفها، اصول و استانداردهای حسابداری تبیین شود
ادامه نوشته

هزینه یابی بر مبنای فعالیت

هزینه یابی برمبنای فعالیت (ABC)

رشد تکنولوژی وصنعت در ابعاد مختلف وبه طبع آن پیچیدگی در فعالیتهای یک شرکت ایجاب می کندیک سیستم هزینه یابی مناسب که توانایی شناخت فعالیتهاوسنجش تاثیرآن فعالیتهارا برهزینه های شرکت را داشته باشد طراحی گردد.

بر اساس روش هزینه یابی سنتی هزینه های سربارتنها بر اساس حجم تولید یا ساعت کار ماشین آلات تسهیم میگرددواین نمی تواند مبنای مناسبی برای تسهیم هزینه های سربار باشد . ولی در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت ابتدا فعالیتهای عمده شناسایی وهزینه سرباربه تناسب منابعی که در هرفعالیت مصرف شده  به آن فعالیت تخصیص داده میشود.پس از تخصیص سربارساخت به فعالیتها , محرک های هزینه (مبانی تخصیص )

مربوط به هر فعالیت شناسایی شده و هزینه هر فعالیت به نسبت مقدارمصرف شده محرک هزینه در هریک

از محصولات , به این محصولات تخصیص داده میشود .

 

مراحل اجرایی  روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت های تولیدی :

 

مرحله اول : تشکیل کمیته طراحی سیستم : این سیستم هزینه یابی نیازمند  به اطلاعات از بخشمای مختلف شرکت اعم از مالی , فرایند, مهندسی بوده بنا براین باید از تخصص های مختلف در این کمیته استفاده کرد .

 

مرحله دوم : مشخص کردن فعالیت های شرکت : فعالیت ها در شرکت تولیدی به سه گروه زیر طبقه بندی میشوند:

1- فعایتهایی که در ارتباط   مستقیم با تولید  محصول وانجام خدمات میباشند .

2- فعالیتهایی که به طور مستقیم قابل رد یابی به محصولات وخدمات نمیباشند مثل سربار کارخانه

فعالیتهایی چون انبارداری ,تدارکات , سرپرستی , یوتیلیتی ,

 

مرحله سوم : تخصیص هزینه فعالیت ها به محصولات بر اساس محرک هزینه مناسب

 

پس از مشخص شدن فعالیت ها , هزینه هر فعالیت را بر اساس مبانی تخصیص یا محرک هزینه به محصولات تخصیص میدهیم .

 

نمونه ای از مبانی تخصیص به شرح زیر میباشد .

 

فعالیت                                                                             مبنای تخصیص

 

تدارکات –خرید                                                                 تعداد سفارش خرید

سرپرستی                                                                       زمان سرپرستی به ساعت

هزینه برق                                                                      ساعت کار ماشین آلات

انبار داری                                                                      میانگین کالای انبار شده

هزینه فروش                                                                   زمان استفاده شده برای فروش هر واحد

       

 

ادامه نوشته

فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی

بسياري از علماي مديريت فرهنگ را عبارت از آداب، رسوم، عقايد و باورهاي مشترك يك جامعه تعريف كرده اند. وداراي ویژگیهای زيراست:

1ـ فرهنگ آموختنی است. فرهنگ خصوصیتی غریزی است و ذاتی نیست.

2ـ فرهنگ آموخته می‌شود. انسان می‌تواند عادتهای آموخته‌شده خود را به دیگران منتقل كند.

3ـ فرهنگ اجتماعی است عادتهای فرهنگی، ریشه‌های اجتماعی دارند . 

4ـ فرهنگ پدیده‌ای ذهنی و تصوری است.

5ـ فرهنگ خشنودی‌بخش است. عناصر فرهنگی تا زمانی كه بر افراد یك جامعه خشنودی نهایی می‌بخشد می‌توانند پایدار بمانند.

6ـ فرهنگ سازگاری می‌یابد. فرهنگ دگرگون می‌شود و فراگرد دگرگونی آن همراه با تطبیق و سازگاری است.

7ـ فرهنگ یگانه‌ساز است. عناصر هر فرهنگ گرایش به آن دارند تا پیكری یكپارچه و به هم بافته و سازگار پدید آورند.

سازمان ها هم مانند افراد داراي شخصيت اند و مي توان با صفات ويژه اي چون: خشكي ، مهرباني، گرمي، نوآوري يا محتاط بودن مشخص كرد.

فرهنگ سازماني، پديده‌اي ملموس نيست و به راحتي قابل شناسايي نمي‌شود، كوه يخي است كه تنها قله‌ي آن آشكار است و بخش عمده‌ي آن ناپيدا و پنهان است، ولي در حقيقت، نمايان‌گر شيوه زندگي واقعياعضاي آن سازمان است.

همه توافق دارند كه فرهنگ؛

1ـ كلی است كه از مجموع اجزای آن بیشتر است.

2ـ تاریخچه سازمان را منعكس می‌كند.

3ـ به مطالعۀ انسان‌شناسی مانند رسوم و نهادها مربوط می‌شود.

4ـ توسط افرادي كه یك سازمان را تشكیل داده‌اند شكل مي گيرد.

5ـ حركت آن كند و سخت است.

6ـ تغییر آن به سختی صورت می‌گیرد.

تقریباً تمامی پژوهشگران از فرهنگ سازمانی به‌عنوان مجموعه‌ای از ارزشها، باورها، عقاید، فرضیات و هنجارهای مشترك حاكم بر سازمان یاد می‌كنند.

در واقع فرهنگ سازمانی همان چیزی است كه به‌عنوان یك پدیدۀ درست به اعضای تازه وارد آموزش داده می‌شود و آن بیانگر بخش نانوشته و محسوس سازمان است.

1ـ فرهنگ سازمانی به كاركنان سازمان هویت سازمانی می‌بخشد.

2ـ فرهنگ سازمانی تعهد گروهی را آسان می‌سازد.

3ـ فرهنگ سازمانی ثبات نظام اجتماعی را ترغیب می‌كند.

4ـ فرهنگ سازمانی به شكل دادن رفتار كاركنان كمك می‌كند.

5ـ فرهنگ سازمانی بر وظایف و نحوۀ عملكرد مدیریت تأثیر می‌گذارد.

قدرت فرهنگ

قدرت فرهنگ با میزان تأثیر و نفوذ آن بر رفتار سازمانی تعیین می‌گردد.ومعيارهاي آن عبارتنداز:

الف) تعداد اعضای متعهد به ارزشهای غالب

 ب) میزان تعهد اعضاء به ارزشهای غالب سازمانی

 

 عوامل متعدد ديگر عبارتند از: اندازه و گستردگی سازمان، تعداد تركیب نیروی انسانی، رشد و پویایی سازمان در طول زمان، میزان جابه‌جایی پرسنل و تغییر مدیریت سازمان.

سازمانها از لحاظ قدرت فرهنگی از یكدیگر متمایزند:

  1. سازمانهایی كه دارای فرهنگ قوی هستند، اعضای سازمانها به ارزشها و مفروضات بنیادی سازمان وفادارند.
  2. سازمانهایی كه دارای فرهنگ ضعیف هستند، توافق كلی و احساس تعهد نسبت به سازمان در بین اعضاء پايين است.

اگرچه سازمانها همگی دارای فرهنگ هستند ولی همۀ آنها بر كاركنان تأثیر برابر ندارند. وجود فرهنگ قوی و مثبت است كه منجر به افزایش رضایت شغلی كاركنان مي شود. مطالعات كارشناسان و متخصصین نشان داده است، وجود فرهنگهای قوی و مثبت در سازمانها برای دستیابی به تعالی و نوآوری یك ضرورت است ،درحالی‌كه اگر فرهنگ سازمانی پراكنده و متفرق شده و پیوستگی نداشته باشد این فرهنگ، یك فرهنگ ضعیف قلمداد می‌شود و منجر به هرج و مرج در سازمان شده و عملكرد و بهره‌وری سازمان دچار آسیب خواهد شد.

•        پندار تبديل به گفتار مي شود

•        گفتار تبديل به كردار مي شود

•        كردار تبديل به عادت مي شود

•        عادت شخصيت ما را مي سازد

•        و شخصيت آينده را مي سازد.

 

با انديشمندان حسابداري آشنا شويم

 

 

مقدمه

 

چارچوب نظري هيئت استانداردهاي حسابداري مالي (FASB) شامل سيستم هماهنگي از هدفهاي مرتبط با يکديگر و همچنين مفاهيم بنيادي است که مي­تواند به استانداردهاي نامتناقضي منتهي شود که ماهيت، کارکرد و حدود حسابداري مالي و صورتهاي مالي را توصيه کند؛ بنابراين کوششي در راستاي فراهم کردن ساختار جامع تئوريک براي حسابداري مالي محسوب مي­شود. هفت بيانيه مفهومي که چارچوب نظري هيئت استانداردهاي حسابداري مالي را تشکيل مي­دهد، محصول فرايند تکامل تدريجي است زيرا هدفهاي آن (بيانيه شماره 1) ريشه در گزارش تروبلاد (Trueblood) دارد و ويژگيهاي کيفي آن (بيانيه شماره 2) که بيانيه کليدي چارچوب نظري است بر گزارش انجمن حسابداري امريکا (AAA) با عنوان «شرحي بر تئوري بنيادي حسابداري» و گزارشهاي هيئت اصول حسابداري (APB) مبتني است.

 

به نظر بسياري از منتقدان، چارچوب نظري هيئت ياد شده مدرکي کامل محسوب نمي­شود، اما چنانچه اين مدرک از ديدگاه تکامل تدريجي مورد توجه قرار گيرد، امکان بهبود آن وجود دارد. باوجود انتقادات به عمل آمده، چارچوب نظري، کمک بزرگي به تدوين استانداردهاي حسابداري در راستاي دستيابي به ثبات رويه و قابليت مقايسه در گزارشگري مالي کرده است. چند کشور ديگر علا‌وه بر ايالات متحد امريکا شامل کانادا، استراليا،زلاندنو و اين اواخر (1999) انگلستان و همچنين کميته استانداردهاي بين­المللي حسابداري نيز نسبت به تدوين چارچوب نظري حسابداري اقدام کرده­اند و اين کوششها نشان مي­دهدکه عليرغم تمامي مشکلات، فکر داشتن چارچوب نظري منطقي و قابل توجيه است.

ادامه نوشته

منطق فازی

بنیانگذار منطق فازی  
لطفی علی‌عسکرزاده (لطفی ‌عسکرزاده، لطفی زاده، لطفی ع. زاده) استاد دانشگاه برکلی در کالیفرنیا و یان‌گذار نظریهٔ منطق فازی (Fuzzy Logic) است. در بخش یادکرد منابع اکثر متون فنی مربوط به منطق فازی نام او به صورت «Zadeh» ذکر می‌شود.

وی در سال ۱۹۲۱ میلادی در شهر باكو در جمهوری آذربایجان متولد شد. پدرش روزنامه نگاری اهل تبريز و مادرش اهل روسیه بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران (دبیرستان البرز) و تحصیلات عالی را در دانشگاه تهران انجام داد.

لطفی زاده در امتحانات کنکور سراسری، مقام دوم را کسب نمود. در سال ۱۹۴۲ رشته الکترونيک دانشگاه تهران را با موفقيت به پايان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصيلات به دانشگاه فنی ماساچوست (ام.آی.تی) در آمريکا رفت و در سال ۱۹۴۶ بود که درجه کارشناسی ارشد را در مهندسی برق دریافت کرد. در ام.آی.تی و دانشگاه کلمبیا به تحصیل ادامه داد.

وی در دانشگاه کلمبیا با تدريس در زمينه «تئوری سيستم‌ها» کارش را آغاز کرد. سپس به تدریس در چند دانشگاه معتبر امریکا پرداخت. در سال ۱۹۵۹ به برکلی رفت تا به تدريس الکتروتکنيک بپردازد. از سال ۱۹۶۳ ابتدا در رشته الکتروتکنيک و پس از آن در رشته علوم کامپيوتر کرسی استادی گرفت.

پروفسور لطفی زاده به طور رسمی از سال ۱۹۹۱ بازنشسته شده است، وی مقيم سانفرانسيسکو است و در آنجا به پروفسور «زاده» مشهور است. پروفسور لطفی‌ زاده به هنگام فراغت به سرگرمی محبوبش عکاسی می‌پردازد. او عاشق عکاسی است و تاکنون شخصيت‌های معروفی همچون رؤسای جمهور آمريکا، ترومن و نیکسون، رو به دوربین وی لبخند زده‌اند. سرگرمی ديگر پروفسور لطفی زاده HI FI است. او در اتاق نشیمن خود بيست و هشت بلندگوی حساس تعبيه نموده تا به موسيقی کلاسيک با کيفيت بالا گوش کند.

لطفی زاده دارای بيست و پنج دکترای افتخاری از دانشگاه‌های معتبر دنياست، بيش از دويست مقاله علمی را به تنهايی در کارنامه علمی خود دارد و در هيأت تحريريه پنجاه مجله علمی دنيا مقام «مشاور» را داراست. وی یکی از پژوهشگرانی است که دارای بیشترین یادکرد (Highly-Cited) در مقالات علمی دنیا می‌باشد. با توجه به نقش منطق فازی در پیشرفت‌های نظری و عملی علم، نام پروفسور زاده در کنار فیلسوفان تاریخ علم ازجمله ارسطو (بنیانگذار منطق صفر و یک) و افلاطون ثبت شده است.

 منابع:

منطقی که تکنيک را هوشمند کرد- بی بی سی فارسی

پروفسور زاده: بنیانگذار منطق فازی

http://fa.wikipedia.org

Lotfi A. Zaeh: CV

تجارت الکترونیک

فن آوری اطلاعاتIT

مقدمه

 

امروزه در هر سازماني، بحث به کارگيري IT و فن آوري اطلاعات مطرح است. همه جا سخن از سودمندي يا ضروري بودن استفاده از کامپيوتر است و به همين خاطر مديران دائما در گير تصميم‌گيري براي صرف هزينه يا سرمايه‌گذاري براي به کارگيري تکنولوژي در سازمان خود هستند، اما يک سوال همواره پيش رو است: مرز سرمايه‌گذاري در تکنولوژي کجاست؟

طبيعي است که تکنولوژي به عنوان يک راه به صرفه‌تر در برابر روشهاي دستي يا سنتي‌ است که اهميت پيدا مي‌کند. به همين خاطر يک مدير بايد بداند تکنولوژي در کدام بخش از سازمان يا زنجيره فعاليتهايش مفيدتر است و براي پاسخ دادن به اين سوال احتياج با شاخصهايي براي اندازه‌گيري دارد.

اين مقاله سعي مي‌کند با ارائه تعاريف و مثالهايي، نقش فن‌آوري را در سازمان توضيح دهد تا يک مدير (اعم از آنکه مدير يک سازمان دولتي باشد يا شرکتي خصوصي، کارخانه توليدي باشد يا يک مدرسه) بتواند انتظارات خود و نقشي که تکنولوژي مي‌تواند يا بايد برايش ايفا کند را به دقت تعريف کند. از دل چنين فرآيندي، ميزان سرمايه‌گذاري و نحوه آن خود به خود مشخص مي‌شود.

 

 

انتقال فن‌آوری اطلاعات به سازمان

 

براي شروع، به مرور تعريف و مفاهيم اصلي مي‌پردازم و پيش از همه تفاوت بين «فن‌آوري اطلاعات» Information Technology (IT) و «سيستم اطلاعاتي»  Information System (IS) را توضيح مي‌دهيم. زيرا اين دو مفهوم گرچه به طور ناخواسته به جاي يک ديگر به کار برده مي‌شوند اما معاني متفاوتي دارند.

 

 

فن آوری اطلاعات چیست؟

 

فن آوری اطلاعات مجموعه‌اي شامل حداقل يکي از اجزای زیر است:
سخت افزار
Hardware

نرم افزار Software

سیستمهای ارتباطی Telecommunication

ایستگاه کار Workstation

سیستمهای خودکارسازی Computer Controlled robots

محصولات هوشمند Smart Products

 

 

ادامه نوشته

نظریه بازار کارا

 

يك نسل قبل فرضيه بازار كارا ازطرف اقتصاددانان دانشگاه مالي به طور زيادي مورد

 قبول واقع شد. براي مثال مقاله ارزيابي شده مؤثر ايگين فاما (1970) به 

عنوان سرمايه مركزتجاري كارا را مشاهده كنيد. او به طوركلي معتقدبود كه بازارهاي

 اوراق بهادار بي نهايت در افشا كردن اطلاعات درمورد سهام هاي مشخص ودرمورد

 بازار سهام به طور كلي مؤثر بوده است.

نظريه مورد قبول اين بود كه وقتي اطلاعات حاصل شدخبر بسيار سريع منتشر شود

 وبدون تاخير درقيمت اوراق بهادار ثبت شود.بنابراين ؛ نه تحليل تكنيكي كه مطالعه

قيمت هاي سهام گذشته است؛ كوشش مي كند قيمت هاي آينده پيش بيني كند ونه

 حتي تحليل اساسي كه تحليل مالي نظير درآمدهاي شركت ارزش هاي سرمايه

وغيره است كه به سرمايه گذاران كمك كند سهام هاي زيرقيمت راانتخاب كنند

ويك مامور تحقيق را قادر مي سازد تا سودي بيشتر از آنچه كه مي توانست بوسيله

 نگهداري مجموعه سهام هاي مشخصي كه به طور اتفاقي انتخاب كرده است را با

 ريسك بدست آورد فرضيه بازار كارا با عقيده ((كاربدون نظم وترتيب)) كه سخني

 است كه كم وبيش در ادبيات ماليه استفاده مي شود تا مجموعه قيمت مشخص كند

جايي كه تمام تغييرات متوالي قيمت ها ؛ انحراف اتفاقي از قيمت هاي قبلي نشان دهد.

منطق كاربدون نظم وترتيب اين است كه اگر جريان اطلاعات
ادامه نوشته

حسابرسی عملکرد

تحولات بوجود آمده طي سالهاي اخير درعلم مديريت وعلوم مالي به همراه افزايش انتظارات نمايندگان مردم وساير استفاده كنندگان ازنتايج حسابرسي ها،ناكارآمديهاي حسابرسي مالي براي برخي مقاصد خاص را پديدار ساخته وضرورت استفاده ازانواع جديدتر حسابرسي ازجمله حسابرسي عملياتي (عملكرد)رابراي پاسخگويي به نيازهاي استفاده كنندگان ازگزارشات حسابرسي ،اجتناب ناپذير ساخته است .اصطلاح حسابرسي عملياتي يا حسابرسي عملكرد معمولا به منظور ايجاد تفاوت بين حسابرسي صورت هاي مالي جهت اظهار نظر حرفه اي برروي آن وحسابرسي كه جوانب انتخاب شده يك سازمان را خارج ازمحدوده حسابها رسيدگي مي كندبه كارمي رود.هدف ازاين حسابرسي ابتدا تعيين فرصت هايي جهت كارايي وصرفه اقتصادي بيشتر وبهبود اثربخشي درعمليات بوده كه اين اهداف به موارد مرتبط بااهداف سازمان نيز ارتقايافت .تفاوت عمده حسابرسي ها دراهداف آنهاست .حسابرسي صورت هاي مالي درگير مواردي است كه منتهي به اظهارنظر درباره صورت هاي مالي مي گرددوآنچه كه حسابرسي عملياتي ناميده مي شود باهدف كارايي ،صرفه اقتصادي ،اثربخشي بيشترورسيدن به نتايج سودآور اجرامي شود.تفاوت عمده اي دررويكردهاي موجود در حسابرسي صورت هاي مالي وحسابرسي عملياتي وجود ندارد چهارمرحله زير درهر نوع حسابرسي اجرا مي شود :

1-بررسي اوليه فعاليت ها جهت بدست آوردن پيشينه لازم وضروري

2-ارزيابي مسئوليت هاي مرتبط بافعاليتها در جهت اطمينان وازاختيارات مجاز ومحدوديت هاي عملي مرتبط

3-مطالعه وآشنايي با خط مشي هاي برقرارشده توسط مديريت ازطريق رسيدگي اثربخشي روشهاي عملياتي واداري

ومشخص ساختن مناطق مشكل آفرين وضعيف

4-گزارش نتايج حسابرسي وپيگيري جهت اعمال يافته ها وپيشنهادات

حسابرسي عملكرد برنحوه بكارگيري منابع سازمان متمركز است وبه سيستم هاي اطلاعاتي ودرون سازماني و

دستور العمل هامي پردازدوبيشتر به صورت مشاور مديريت عمل مي كند.به عبارت بهتر حسابرسي عملكرد عبارتست

ازفرايند سيستماتيك ارزيابي صرفه اقتصادي ،كارآئي واثربخشي عمليات تحت كنترل مديريت وگزارش نتايج همراه

باتوجيه هائي براي بهبود عمليات به افراد ذي صلاح وذينفع .

بطور كلي حسابرسي عملكرد رامي توان به حسابرسي عملياتي (حسابرسي مديريت )وحسابرسي برنامه (حسابرسي اثربخشي )تقسيم نمود.

حسابرسي عملياتي ياحسابرسي مديريت :

كارائي استفاده ازمنابع راارزيابي وساختار وسيستم هاي داخلي مديريت رابررسي مي نمايد.

 

حسابرسي برنامه ياحسابرسي اثربخشي :

چگونگي رعايت قوانين ومقررات موضوعه يا برنامه مصوبه رابررسي مي كندوبرنامه باپيشرفت واقعي يانتيجه كارانجام شده واحد،ارزيابي مي شود.

 

 

ادامه نوشته

حسابداری اجاره ها

  

            

       حسابداری اجاره ها :

 

        اجاره‌ ابزاري‌ است‌ كه‌ واحد تجاري‌ از طريق‌ آن‌ حق‌خريد يا استفاده‌ از داراييها را به‌دست‌ مي‌آورد. در قراردادهاي‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌، اجاره‌دهنده‌ موظف‌ است‌ در صورت‌ عمل‌ به شرايط‌ قرارداد توسط‌ اجاره‌كننده‌، مالكيت‌ قانوني‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ را در پايان‌ مدت‌ اجاره‌ به‌ وي‌ انتقال‌ دهد

اجاره :  موافقتنامه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌، اجاره‌دهنده‌ در قبال‌ دريافت‌ مبلغ‌ يا مبالغ‌ مشخصي‌ حق‌ استفاده‌ از دارايي‌ را براي‌ مدت‌ مورد توافق‌ به‌ اجاره‌كننده‌ واگذار مي‌كند.

اجاره‌ سرمايه‌اي :  عبارت‌ است‌ از اجاره‌اي‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ تقريباً  تمام‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي از مالكيت‌ دارايي‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ مي‌شود. مالكيت‌ دارايي‌ ممكن‌ است‌ نهايتاً انتقال‌ يابد يا انتقال‌ نيابد.

اجاره‌ عملياتي :  به‌ اجاره‌اي‌ غير از اجاره‌ سرمايه‌اي‌ اطلاق‌ مي‌شود.

7  .   اجاره‌اي‌ به عنوان‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ تقريباً تمامي‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي از مالكيت‌ دارايي‌ منتقل‌ شود. اجاره‌اي‌ كه‌ تقريباً تمام‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي از مالكيت‌ دارايي‌ را منتقل‌ نكند به عنوان‌ اجاره‌ عملياتي‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود.

اجاره اهرمی :

اجاره اهرمی شکل نسبتا پیچیده ای  از قرارداد اجاره سرمایهای است که در سالهای اخیر رشد فراوانی داشته است . اجاره دهندگان برای تامین منابع مالی لازم جهت تحصیل دارائی ها ( تجهیزات سرمایه ای ) از قرارداد اجاره اهرمی بیشتر استفاده می کنند .

ساختار قراردا د اجاره اهرمی یک نوع قرارداد سه جانبه  است که بین طرفین قرارداد

تحت شرایطی خاص منعقد می شود .

1 – مالک – اجاره دهنده

2 – مصرف کننده دارائی – اجاره کننده

3 – تامین کننده منابع مالی

ادامه نوشته

شبکه‌های عصبی مصنوعی

شبکه‌های عصبی مصنوعی

شبکه‌های عصبی مصنوعی از مباحث جدیدی است که دانشمندان علوم کامپیوتر به آن علاقمند شده‌اند و برای پیشرفت هرچه بیشتر علوم کامپیوتر وقت و هزینه بسیاری را صرف آن کرده و می‌کنند. این موضوع با ایده گرفتن از سیستم عصبی بدن انسان و با هدف شبیه‌سازی هرچه بیشتر کامپیوتر به انسان شکل گرفت و تا حال به خوبی پیشرفته است. از جمله کاربردهای این بحث می‌توان از شناسایی الگوها, پردازش تصویر و رویت, هوش مصنوعی, کنترل رباتها و موارد بسیار دیگر نام برد. ما در این مقاله پس از مقدمه به مسائل در خور شبکه‌های عصبی مصنوعی و نیز کاربردهای آن خواهیم پرداخت, در ادامه
Perceptron ها را که یکی از مهمترین الگوریتم‌های شبکه‌های عصبی مصنوعی می‌باشد معرفی می‌کنیم.


1- مقدمه
1-1- ایده پیدایش شبکه‌های عصبی مصنوعی
آیا کامپیوتر میتواند همان نوع از محاسباتی را که یک فرد هوشمند انجام میدهد به کار گیرد؟
بسیاری از دانشمندان عقیده داشته ودارند که این بحث باید مورد توجه قرار گیرد. شبکه‌های عصبی در حل مسائل یک جهت جدید و متمایز نسبت به کامپیترهای عمومی می‌گشود. کامپیوترهای عمومی از یک الگوریتم استفاده می‌کنند یعنی برای حل مسائل از یک سری دستورات از پیش تعیین شده پیروی می‌کنند مگر در مواقع ویژه‌ای که کامپیوتر نیاز به یک‌سری اطلاعات برای حل مسئله دارد. و همین مسئله توانایی پردازش را از کامپیوترهای عمومی به مسائلی که ما قبلا فهمیده‌ایم و روش حل آنها را شناخته‌ایم محدود می‌کند و تنها سرعت عمل و قدرت در حل نمونه‌های بزرگتر را به همراه دارند. اما کامپیوترها باید به قدری مفید باشند که بتوانند کارهایی را انجام دهند که واقعا ما نمی‌دانیم چگونه باید آنها را انجام دهیم.

1-2- بررسی سلولهای مغزی افراد
تحقیق درباره سلولهای مغزی افراد و همچنین شناخت
‌‌Neuron ها یا رشته‌های مغزی وبیان یک راه نسبتا متفاوت که یک سیستم هوشمند را بنا می‌کند شروع شد. مغز بشر متشکل از میلیونها نرون عصبی منحصر بفرد است واین رشته‌های عصبی به اشکال و اندازه‌های مختلف تغییر می‌کنند.. هر نرون عموما یک هسته دارد و یک‌سری سلولهای عصبی Axon (آکسون)ـ که علائم خروجی را به سلولهای عصبی نرون دیگر حمل می‌کنندـ و Dendrite ها (شاخه‌های سلولهای عصبی). علائم در سلولهای عصبی میان شاخه‌های سلولهای عصبی ونواحی خروجی جریان دارند.
در اینجا برای حالت برانگیزش باید آشفتگی از یک حدی تجاوز کند که آستانه یا سرحد نامیده می‌شود و پس از برانگیزش نرون‌ها پیامهایی برای نرون‌های دیگر می‌فرستند و خود را برای دریافت و پاسخ به اطلاعات عمومی آماده می‌کنند.

ادامه نوشته

مشاهیر حسابداری ایران - دکتر رضا شباهنگ

دکتر رضا شباهنگ

محققان و پژوهشگران در باب دغدغه های فکری جامعه اندیشه می کنند و حاصل کار خود را تدوین و به جامعه عرضه می کنند. هرچه مبادله و تعاطی آرا و نظریه های اندیشمندان با اعضای جامعه بیشتر باشد, خردمندی وسلامت و سعادت بیشتری نصیب جامعه خواهد شد. اگر وسیله انتقال آرای اندیشمندان فراهم نباشد, و اگر جامعه به سخن و تالیف دانشمندان خود کم توجه باشد, ارزشمندترین علم و دانشِ دانشمندان سودی به بار نخواهد آورد؛ مانند سنگ گرانبهایی که نه در نگین انگشتری که درخاک و سنگ فرومانده باشد.

نقش فرهنگ دوستان, ساختن انگشتری زر و جای دادن سنگ گرانبها درآن است. آن ظرف و این مظروف لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر بگوییم فرهنگ دوستی و اشاعه فرهنگ, همسنگ علم اندوزی و علم پژوهی است, گزاف نگفته ایم.

سازمان حسابرسی و مدیرعامل آن آقای سید محمد رضا فاطمی, نقشی شایسته و ستودنی در ارتقای مقام حرفه و منزلت حسابداری درکشور داشته اند و بدون تردید تلاش ایشان برای اعتلای فرهنگ حسابداری به نامشان ثبت خواهد شد.

درهمایش باشکوهی که در روز سوم مردادماه 1380 به کوشش مدیرعامل سازمان حسابرسی و با حضور مدیران و مسئولان بلندپایه سازمان و محققان برجسته مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری وحسابرسی سازمان حسابرسی تشکیل شد, از نقش شایسته دکتر رضا شباهنگ در ادبیات حسابداری کشور تجلیل به عمل آمد.

در این گردهمایی استاد برجسته حسابداری آقای دکتر فضل ا... اکبری با کلامی شیوا و پر احساس از آقای دکتر شباهنگ تجلیل و تقدیر به عمل آوردند. (سخنرانی آقای دکتر اکبری در ادامه مطلب درج شده است.)
دکتر رضا شباهنگ درسال 1970(1349 شمسی) تحصیلات خود را در دانشگاه سیراکیوز نیویورک تکمیل کردند و به اخذ درجه دکتری در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری نائل آمدند. ایشان ازآن پس به تدریس در دانشگاههای ایران و مطالعه و تحقیق و تالیف کتاب پرداختند. دکتر شباهنگ کارتدریس دروس حسابداری را از دانشگاه ملی سابق (دانشگاه شهید بهشتی) و مؤسسه عالی حسابداری شروع کردند و پس از انقلاب اسلامی ایران در دانشکده علوم اداری دانشگاه تهران, دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامی (دوره عالی تحقیقات) به تدریس پرداختند. ایشان درحال حاضربه عنوان عضو هیئت علمی و رئیس گروه مدیریت دوره عالی تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت داشته و با سمت استادی به تدریس در دوره دکترای مدیریت اشتغال دارند.

ادامه نوشته

مختصری از حسابداری صنعتی

شنبه 17 دی ماه سال 1384

 

سلام دوستان عزیز
مطلبی که امروز می خواهم درباره آن با شما صحبت کنم حسابداری صنعتی است .
حسابداری صنعتی یکی از دشوارترین و در عین حال جذابترین انواع حسابداری است که من در اینجا مختصری درباره آن با شما صحبت می کنم .
حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده رشته ای از حسابداری مدیریت است که مربوط میشود به تنظیم بودجه و تعیین هزینه های استاندارد و هزینه های واقعی عملیات و هزینه مراحل تولید و دوایر یا محصولات و تجزیه انحرافات و تعیین سودآوری یا مصرف وجوه اجتماعی .
برای رسیدن به این هدفها ، حسابها طبقه بندی ، ثبت ، تجزیه و تحلیل و تفسیر می شوند تا ارتباط هر هزینه با مراحل تولید و توزیع کالا و خدمات مشخص شود .
حسابداری صنعتی همان طور که از اسم آن هم مشخص است در ارتباط با صنعت و موسسات تولیدی کاربرد دارد . به همین دلیل این نوع از حسابداری بسیار مورد توجه مدیریت است .
در موسسات تولیدی یا کارخانه ها به علت نوع فعالیت و همچنین شکل فروش محصولات ، نیاز مدیریت به اطلاعات بهای تمام شده تولیدات ، بسیار دقیق و حساس است . زیرا در این نوع از موسسات به این دلیل که محصول نهایی از ترکیب مواد و هزینه های تبدیل که همان دستمزد نیروی کار مستقیم و هزینه های سربار است تولید می شود به همین علت باید توجه خاصی به اقلام تشکیل دهنده بهای تمام شده داشته باشیم .
به همین علت مدیریت در تلاش است تا با استفاده از روشهای مختلف و حسابهای کنترلی در هر زمان که نیاز باشد در کمترین فرصت اطلاعات مربوط به بهای تمام شده محصولات را در اختیار بگیرد . مسلما این مسئله از وظایف اصلی حسابداران است . حسابداران با استفاده از روشهای مختلف به این کار اقدام می کنند .
روشهای حسابداری صنعتی که به شش دسته تقسیم می شوند عبارتند از :
۱- هزینه یابی جذبی
۲- هزینه یابی مستقیم
۳- هزینه یابی برآوردی یا تخمینی
۴- هزینه یابی سفارش کار
۵- هزینه یابی مراحل تولید یا مرحله ای
۶- هزینه یابی استاندارد
هر یک از این روشها خود دارای توضیحات کاملی است که من در اینجا به توضیح مختصری از هر کدام این روشها اکتفا میکنم .
۱- هزینه یابی جذبی یا کامل : شیوه ای از هزینه یابی که در آن جمع هزینه های مستقیم ( به تحقیق ) و هزینه های ثابت ( به تقریب ) در بهای تمام شده کالای ساخته منظور می شود . بر عکس در هزینه یابی مستقیم ، فقط هزینه های متغیر ( از جمله سربار متغیر ) جزء بهای تمام شده محسوب می گردد و هزینه های سربار ثابت ( به عنوان هزینه های دوره ) جداگانه در حساب سود و زیان همان دوره ای که هزینه به عمل آمده است منظور می شود .
۲- هزینه یابی مستقیم یا نهایی : این اصطلاح آمریکایی و مترادف آن در انگلستان Marginal Costing معمول و به معنی این است که جمع هزینه های متغیر محصول را مهمترین مقیاس هزینه تولید آن محصول محسوب کنند . به این استدلال که هزینه های متغیر با میزان تولید و افزایش و کاهش آن ، بالا و پائین می رود .
۳- هزینه یابی برآوردی یا تخمینی : الف - هزینه ای که برای یک قرارداد یا تصمیم خاص پیش بینی شده است .
ب - مخارجی که پس از فروش ایجاد می شود .
به علت اهمیت سه مورد آخر در مطالب بعدی به طور مفصل درباره این سه روش صحبت خواهیم کرد .
دوستان عزیز با امید به اینکه از این مطلب استفاده لازم را ببرید شما را به خدا می سپارم . منتظر نظرات با ارزش شما هستم .